|
سن مسئولیت کیفری/سحرروان / سایت کمپین رشتشنبه3 آذر 1386 نامه ای را که برای درخواست توقف اجرای حکم صغری نجف پور تهیه شده بود همراه شرح کوتاهی ازواقعه را به چند نفرازبچه های خوابگاه دادم تا بخوانند.یکی از دخترها سریع برگه را خواندوپس داد.منتظز شدم ببینم میخواهد اسمش را به عنوان یکی از درخواست کنندگان بنویسم یا نه.البته بهتر بگویم منتظر شدم اسمش را بگوید. چون اصلا تصور نمی کردم کسی برای درخواست نجات جان یک انسان آن هم با شرایط ویژه ای مثل شرایط صغری تعلل کند.بقیه دخترها هم برگه هارا خواندندو کمی این دست وان دست کردند. از تجربه امضا جمع کردن برای کمپین آموخته بودم صبر داشته باشم به همین خاطرپرسیدم : "نظرتون چیه؟ میخواین شما هم این درخواست رو امضا کنین؟" یک نفر همینطور که به دیوار تکیه داده بود با خونسردی گفت : باید اعدامش کنند. یکی دیگه پرسید:" از کجابدونیم واقعا قاتل نبوده؟" جواب دادم : "من هم نمی دونم واقعا گناهکاره یا نه.اما به فرض اینکه گناهکارهم باشه یک بچه سیزده ساله چقدرازواقعیت وماهیت کارهایی که ممکنه مرتکب بشه اطلاع داره؟فرض کنید خود صغری قاتل بوده بچه ای که در سن سیزده سالگی باعث مرگ کسی بشه به نظر شما قاتله یا یک بیمار؟اونو باید کشت یا معالجه کرد؟هرچند با وجود اظهار نظر وکیل برجسته ای مثل خانم ستوده دیگه نمی شه راحت ازگناهکار بودن صغری حرف زد. چند لحظه سکوت حاکم شد کم کم در عین ناباوری داشتم مایوس می شدم.خلاصه اینکه حرف و حدیث من با این دخترها به نتیجه ای نرسید و هیچکدام حاضربه امضا کردن نامه نشدند!.هفده سال محکومی پایه چوبه دار انتظار کشیده بود و حالا که طعم آزادی (موقت!)را برای چند روز تجربه میکرد حاظر نمیشدیم که نامه ای را که برای درخواست توقف اجرای حکم مرگش ، شاید روزهای دیگری را به آن می افزود را امضا کنیم. فکر کردم چرا دوران کودکی ما اینقدر کوتاه است؟وچه راحت هستی بچه سیزده ساله ای را به نیستی محکوم میکنیم. درقوانین جزایی بعضی ازکشورها وقتی نوجوانی(زیر هجده سال)مرتکب جرمی می شود دادگاه با توجه به جرم و سن او مجازات را برای او مشخص میکند .این افراد از تخفیفات قانونی بهره مند می شوند واکثرا مجازات آنها جنبه تادیبی داردوآنها تحت تعلیم در جهت اصلاح قرار میگیرند.اما در قوانین ما چنین نیست. در قوانین جزایی ما تشخیص اینکه آیا فرد به قدرت عقلانی و درک کافی برای درک عواقب عمل خود رسیده با دادگاه نیست. به بیان دیگروقتی کودکی جرمی را مرتکب میشود دادگاه به بلوغ فکری او توجه نمی کند. معیار برای رسیدن فرد به سن مسئولیت کیفری وتحمل مجازات همان سن اوست که برای دختران نه سال و برای پسران پانزده سال است. دختر نه ساله ای که تا دیروز هیچ تکلیف ومسئولیتی نداشت به یکباره به آدم بزرگسالی مبدل می شود که تمام مجازات ها بی کم وکاست حتی حکم مجازات اعدام برایش صادر می شود ،هرچند اجرای این حکم به چند سال بعد وقتی هجده ساله شد موکول میشود. که به این صورت او را به مجازاتی سخت تر از آنچه بزرگسالان متحمل میشوند محکوم می کنیم.مرگ تدریجی و طولانی مدت در طی روز ها وشب ها که ذره ذره از جسم وروحش بکاهد. هیچ حد وسطی وجود ندارد مثل یک خط سیاه وسط کاغذ سفید این دو مرحله(عدم مسئولیت و داشتن مسئولیت) به شکل ساده انگارانه ای از هم جداشده اند.در صورتی که همه میدانیم به وجود آمدن شعور لازم برای درک بد و خوب زندگی نیاز به گذشت زمان وطی مراحل احساسی و عقلانی مختلف و پیچیده ای دارد.قاعدتا یک کودک ابتدا نائل به درک مسائل جزئی میشود و سپس بعد از مدتی با اندوخته شدن این تجربیات به حل مسائل بزگتر ودرک بیشر وعمیتری میرسد.آیا واقعا نه سال اول زندگی که کودک مقدار زیادی از آن را صرف شناخت بسیار ابتدایی از خود و دنیای پیرامون خود میکند برای کسب این آمادگی کافی است؟مخصوصا دختران ما که اکثرا تا هفت سالگی که پا به محیط مدرسه میگذارند در چهار دیواری خانه با عروسکی یا قابلمه اسباب بازی سرگرم می شوند ،امکان مواجه با واقعیت جامعه(که برای به وجود آمدن درک از واقعیت لازم است.)را دارند؟وحتی اگر داشته باشندآیا قادر به تجزیه وتحلیل درست این وقایع هستند.من چون پسر نیستم درک درستی از پانزده سالگی پسرانه ندارم اما خوب به یاد دارم وقتی نه ساله بودم فقط نه سالم بود و نه چیز دیگر! دخترانمان را برای کارهایی که مرتکب میشوند به این دلیل که اگاهانه وبا درک کامل از تمام جوانب کاربوده است، محاکمه می کنیم اما به همین دختران اجازه تصرف در اموالشان را نمیدهیم چون به نظرمان توانایی و درایت کافی برای به دست گرفتن آن راندارند!! شب های دخترانمان را با قصه پریان بلند موودختران خوش رو وشاهزادگانی که با اسب سفید به دنبالشان میایند به صبح پیوند میزنیم و فردا آنها را برای رویارو شدن با دیو واقعی باید ها ونباید ها به میدان میفرستیم.ونتیجه پیشاپیش معلوم است..... |