شماره مقاله: 1370

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article1370



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

قوزک پا! / خورشید عابدین

چهار شنبه30 آبان 1386


ساعت یک بعد از ظهر روز جمعه است ، از خونه می زنم بیرون ، خیابان خلوت و هوا عالی ، چقدر رانندگی در این ترافیک سبک لذت بخش است. از کوچه پس کوچه های شریعتی می گذرم. دو تا خانم سر کوچه ای منتظر تاکسی هستند. از کنارشان بی تفاوت می گذرم، ناگهان بیادم می آید که باید روزی یک امضاء تهیه کنم و این دو خانم برای امضاء و صحبت کردن آدم های بسیار مناسبی هستنند، خوشحال از اینکه روز جمعه دو تا امضاء بدست می آورم دنده عقب زده و جلو پایشان ترمز می کنم. گفتنند مستقیم آخر خیابان پیاده می شویم و سوار شدند، ....

خوب زمان بسیار کوتاه بود باید سریع شروع می کردم، هنوز دهان باز نکرده بودم که خانمی که جلو ماشین و کنار من نشسته بود شروع کرد به تشکر و صحبت کردن در مورد قوزک پایش که هفته پیش شکسته بود. صحبتش تمامی نداشت، تمام ماجرای بیمارستان و گچ گیری را مو به مو تعریف کرد. چیزی به انتهای خیابان نمانده بود افکارم سخت مشغول خودم بود که دو تا امضاء در حال پریدن است. دیگر حرفش را نمی شنیدم فقط دهانش را می دیدم که مرتب باز و بسته می شد. دلم می خواست با دستم دهانش را بگیرم که دیگر حرف نزند. حالت اضطراب بهم دست داده بود. تقریبا به انتهای خیابان رسیده بودم که دیگر طاقتم تمام شد؛ وسط حرفش دویدم و گفتم: ببخشید، راجع به کمپین یک میلیون امضاء چیزی شنیده اید؟ هر دو با تعجب گفتنند: نه!

به انتهای خیابان رسیده بودیم، ماشین را کنار خیابان نگه داشتم و سه نفری شروع کردیم به صحبت درباره زنان، در باره حقوق و بی حقوقی زنان. در نهایت کتابچه را بهشان دادم و فرم ها را جهت امضاء. بالاخره پیروز شدم.