|
کمپین در میان تئاتری ها! / نگار انسانجمعه26 آبان 1385 جمع آوری امضا برای کمپین یک میلیون امضا تجربه ای جالب برایم بود....من که 4 سال است تئاتر کار می کنم و بواسطه خواهرم کم و بیش در جریان کمپین هستم به ذهنم رسید که تمرین تئاتر می تواند فرصتی مناسب برای جمع آوری امضاء و بازگشایی بحثی باشد که لزومش در همه اجتماعات کوچک و بزرگ حس می شود. بالاخره یک روز تصمیم گرفتم که کاغذهای امضا را برای جمع آوری امضا به همراه خودم سر تمرین تئاترم ببرم.... در كمال تعجب ديدم كه استقبال جالب و بی نظیری از این قضیه کردند.... اول همه توضیحات لازم را به کارگردان گروهمان که دختری 28 ساله است دادم و با توضیحات من با اشتیاق تمام، برگه را امضا کرد. بعد از او به نوبت دیگر بچه های گروه رسید با توضیحاتی که من دادم و توضیحات مفید و خوبي كه در دفترچه حقوقي بود و بیانیه بالای برگه های امضاء با شوق فراوان برگه را امضا کردند و شروع چنین کمپینی را تحسین کردند و حتی داوطلب شدند که در جمع آوری امضا ما را یاری دهند.... منصوره که دختری 20 ساله است و یکی از بازیگران گروه و اخیرا به دنبال بحث بر سر مهریه و دخالت های خانوادگی خانواده داماد بنا بر سنت دیرینه ضعیف کشی قربانی یک عشق بی فرجام بود و یک راه ناموفق را با تلخی های تمام تجربه کرده بود با شنیدن خبر کمپین با شوق فراوان برگه را امضا کرد و حتی به من قول داد که اگر برایش برگه های امضا ببرم ، امضاهای زیادی جمع خواهد کرد.... تمرین تئاتر آن روز با بحث و صحبت بر سر کمپین یک میلوین امضاء و نادیده گرفتن حقوق زنان در ایران همراه بود.و برای من هم این تجربه یک تجربه جالب از رو در رویی با کسانی بود که 4 سال است آنها را می شناسم اما تا بحال نمی دانستم اینقدر فصل مشترک در قصه زندگی مان وجود دارد که کمپین همانطور که مرا به ذوق آورد اینچنین دوستانم را هم ذوق زده کند و همه برای موفقیت هر چند کوچک آن دعا کنند. |