|
ديدار فعالان حقوق زنان با خانواده دكتر زهرا/ روزنامه سرمایهيكشنبه20 آبان 1386 نرگس جودکی (روزنامه سرمایه): بيش از 20 تن از فعالان حقوق زنان صبح جمعه به ديدار خانوادهء دكتر زهرا رفتند تا با خانوادهء داغدار او همدردي كنند. دكتر«زهرا.ب» 27 ساله روز 20 مهرماه به همراه نامزدش در همدان توسط نيروهاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر دستگير شد و پس از بازگشت _48 ساعته وقتي پدر و مادرش براي اطلاع از وضع فرزندشان به همدان ميروند،ماموران اين ارگان از خودكشي دكتر زهرا خبر ميدهند. پدر دكتر زهرا كه خودكشي فرزندش را باور ندارد، ميگويد: «براي رسيدگي به پروندهء دخترم به نهادهاي مختلف از جمله رياست جمهوري و قوهء قضاييه نامه نوشتهام اما تا اين لحظه جوابي دريافت نكردهام.» در حال حاضر شيرين عبادي، عضو كانون مدافعان حقوق بشر، وكالت پروندهء دكتر زهرا را به عهده گرفته است. والدين دكتر زهرا پس از تماس ماموران ستاد امر به معروف بلافاصله با پول و سند به همدان رفتند تا وثيقهء احتمالي را تامين كنند. پدر زهرا ميگويد: «وقتي تلفن زنگ زد و من شمارهء زهرا را ديدم و شنيدم كه مردي از آن سوي خط از من پرسيد كه آيا شما پدر زهرا هستيد، فكر كردم تصادف كرده است، آنها اجازه ندادند من با دخترم حرف بزنم، وقتي گفتند او را بازداشت كردهاند با پول و سند به طرف همدان به راه افتادم.» او ادامه داد: «آنجا به من گفتند بايد به دادگاه و يا به پزشكي قانوني مراجعه كنم و در نهايت به من گفتند دخترم خودكشي كرده در حالي كه برادرش دقايقي قبل از زماني كه به عنوان زمان مرگ در پروندهاش نوشته شده با او صحبت كرد و حال زهرا خوب بوده است.» رحيم، برادر زهرا نيز ميگويد: «در پرونده، زمان خودكشي ساعت 9 و ربع اعلام شده اما صحنهء خودكشي قابل پذيرش نيست. آنها يك صندلي را به من نشان دادند كه يك جفت جاي پا مثل مهر روي آن بود. مگر با بالا رفتن از صندلي و درست كردن حلقهء دار با يك پارچه و دار زدن تنها يك جفت جاي پا روي صندلي ميماند.» همچنين به گفتهء برادر وي در گزارش پزشكي قانوني جراحاتي بر پا و گردن زهرا ديده شده است. زناني كه به ديدار زهرا آمدهاند سعي در تسكين مادر زهرا دارند، عروس خانواده براي همهء مهمانان چاي ميريزد و پذيرايي ميكند او نگران است، نگران سلامتي همسرش و مادر زهرا:«رحيم اين روزها فقط به ياد خواهرش ميگريد. حال مادرش هم از همه بدتر است_ اصلا آرام نميگيرد. اين خانواده دلبستگي زيادي_ به هم دارند. نميدانم آنها پس از مرگ زهرا چه خواهند كرد،فكر نميكنم تا 20 سال آينده هم درد آنان تسكين يابد.» پدر زهرا تصميم دارد به دادسراي شهيد محلاتي نامه بنويسد. او ميگويد: «دخترم اصلا سياسي نبود، اهل خودكشي هم نبود كه خودكشي كند.» خانوادهء زهرا در خانهاي كوچك در جنوب تهران زندگي ميكنند. زهرا هفت سال در مدرسهء تيز هوشان تحصيل كرده بود. بعد از قبولي در رشتهء پزشكي و اتمام درسش به درخواست خود، طرح پزشكياش را در يكي از روستاهاي محروم همدان،نزديك دهگلان ميگذراند. پدر آن روزي را كه زهرا براي آخرين بار اين خانهء كوچك را ترك ميكرد به ياد دارد:«در حالي كه كنارم نشسته بود از مريضهايش در روستا گفت. از پيرزني كه پايش درد ميكرد و نيمه شب با آه و ناله آمده و زهرا او را معاينه كرده است.» صبح روز بعد پيرزني دعاگو و خوشحال به درمانگاه آمده تا از زهرا تشكر كند. فضاي سنگين و حرفهاي تاثيرگذار پدر زهرا، بغض حاضران _را ميشكند. اين روزها فشار خون مادر زهرا بالاست و مرتب بايد او را پيش پزشك ببرند. در چشمهاي پدرش هم پيداست كه چقدر به خانم دكتر بودن دخترش ميباليده است. پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني، آزاده فرقاني، احترام شادمهر، طلعت تقينيا، ناهيد ميرحاج، خديجه مقدم، فرخنده احتسابيان، مينو مرتاضي، نازي اسكويي، گوهر شميراني، ناهيد كشاورز، سارا لقماني و جلوه جواهري از جمله فعالان حقوق زنان هستند كه در اين ديدار شركت كردند. |