|
مبارزات زنان مراکشی براي اصلاحات قانوني/زنستانترجمه و تالیف: نیلوفر انسان سه شنبه30 آبان 1385 زنان قرن 21 می خواهند همگام با زمانه خود زندگی کنند و از هر گونه تبعیض که در میثاق سازمان ملل در رفع هر گونه تبعیض علیه زنان منع شده رها باشند. این دلیل برای لزوم بازنگری در هر قانونی که بر ترویج تبعیض علیه زنان می پردازد، کافی به نظر می آید. در 25 زانویه 2004 دولت مراکش در حمایت از حقوق برابر زنان نقطه تحولی را در قانون خانواده بر گزیده و حقوق جدیدی را در طلاق و ازدواج به آنها بخشید. به دنبال تونس این کشور دومین کشور از مجموعه مستعمرات فرانسه در آفریقای جنوبی بود که به زنان حقوقی نسبتا برابر اعطا می کرد.اما این اصلاحات یک شبه برای زنان مراکش حاصل نشد. طبق قانون مدنی مدونی که در سال 1957و 58 در مراکش تصویب شد زنان اقلیت به حساب می آمدند. در هنگام ازدواج از هیچ گونه حقی بر خوردار نبودند. در موارد بسیار اندکی می توانستند از قوانین طلاق استفاده کنند و در همه مسائل باید از شوهران خود پیروی می کردند. مردان می توانستند تحت قانونی به نام "لغو همسری" بدون هیچ گونه محدودیتی و تنها با خبر دادن به عدول که نوعی دادگاه خانواده اسلامی است ازدواج خود را لغو کرده و همسرشان را ترک کنند. طبق گفته دیده بان حقوق بشر در قانون اجتماعی که بخشی از قانون مدنی مراکش بود مجموعه ای از نابرابری های جنسی وجود داشت که زنان را به مراتب پایین اجتماعی تنزل داده و آنها را با تبعیض هایی که از جانب دولت حمایت می شد روبرو می ساخت. نا برابری از طریق قانون به آنها تحمیل می شد و حضور زنان را در عرصه عمومی محدود می کرد. در سال 1993 طی یک مبارزه که در آن فعالین حقوق زن توانستند یک میلیون امضا جمع کننند در عقد قرار داد ازدواج وجود امضای عروس و رضایت او هم ملزوم شد. اما این کافی نبود. در استانهای پر جمعیت هنوز زنان مورد تبعیض واقع می شدند. با روی کار آمدن شاه محمد پنجم امید به اصلاحات در میان زنان مراکش بالا رفت.در مارچ 2001 پادشاه و نخست وزیر عبدالرحمن الیوسفی نمایندگان سازمان های زنان را ملاقات کرده و اعلام کردند که به خاطر شکست کمیته قبلی در سال 2000 مجددا باید کمیته ای تشکیل داده شود تا به اصلاح قانون موجود بپردازد. این کمیته سلطنتی متشکل از افراد مذهبی و کارشناسان حقوقی برای بررسی پیشنهاداتی در جهت تجدید نظر در مدون و تطابق آن با آموزه های دینی تشکیل داده شد. با ظهور ائتلاف سازمانهای زنان با عنوان بهار برابری اعتراض به عدم پیشرفت در اصلاح قانون خانواده ادامه یافت. طبق گزارشی در سال 2002 در کنفرانس بین اللملی مذاهب زنان مراکش کماکان از رفتار های نابرابر شکایت داشته و قوانین مربوط به ازدواج طلاق و نیز ارث را نیز ناعادلانه می دانستند. پس از 30 ماه بررسی، کمیته مذکور در اکتبر 2002 پیشنهادات خود را جهت اصلاح قانون به پادشاه ارائه داده و او حمایت علنی خود را از اصلاحات جدید اعلام کرد و گفت که قانون جدید به نظر او یک قانون خانواده مدرن است و با حفظ شان مرد نابرابری تحمیلی به زنان را از میان برده و از حقوق کودکان نیز حمایت می کند. در طول زمستان و پاییز سال 2002 سازمانهای حقوق زنان که تحت نام شبکه پرنیتمیس دلیگالته سازمان دهی شده بودند جزئیات متن پیش نویس قانون جدید را تحلیل کردند و برای آگاه کردن عموم مردم از اصلاحات کار گاه هایی برقرار کردند، میزگردهایی ترتیب دادند و گروه های بحث نیز تشکیل داده شد تا مردم برای این اصلاحات آماده شوند. سرانجام در 3 فوریه سال 2004 روسای مجلس قانون خانواده جدید را که پیش از تصویب نهایی 110 ماده به آن افروده شده بود به اتفاق آراء تصویب و به پادشاه محمد اهدا کردند. قانون جدید این پتانسیل را داشت تا حقوق زنان را گسترش دهد و این یک پیروزی بود برای زنان در جهت گسترش دموکراسی. و البته محافظه کاران اسلامی تلاشهای مداومی را برای مسدود کردن راه این اصلاحات انجام دادند اما طبق گفته یک وزیر سابق امور خانواده در مراکش اصلاحات جدید به منزله ورود مراکش به مدرنیته و دموکراسی است آن هم از در اصلی یعنی حقوق زنان! اصلاحات انجام شده در قانون: اصلاحاتی که در قانون خانواده انجام شد، چندین حوزه را در برمی گرفت: 1.زن و شوهر ملزم به تقسیم مسئولیت های مشترک در خانواده هستند. 2.زن دیگر به طور قانونی مجبور نیست از شوهرش اطاعت کند. 3.زنان بزرگسال دیگر نیازی به یک قیم مرد در خانواده ندارند و خود قیم خود محسوب می شوند و می توانند آزادانه و مستقل عمل کنند. 4.حد اقل سن برای ازدواج هم برای زن و هم برای مرد 18 سال تمام می باشد. طلاق: 1.حق طلاق هم برای زن است و هم برای مرد و تنها تحت نظارت سیستم قضایی انجام می گیرد. 2.طلاق تنها در صورت رضایت دو طرفه انجام می شود. تعدد زوجات: 1.تعدد زوجات منوط به اجازه دادگاه و احراز شرایط سختی است که این کار را تقریبا غیر ممکن می سازد. 2.زن می تواند شرایطی را در عقد نامه وضع کند که شوهر را از انتخاب همسران دیگر باز دارد. اجرای قانون: قانون خانواده نقش مهمی را به سیستم قضایی واگذار می کند تا از دستور قانون و پیگرد قانونی که بخشی از هر گونه عملیات قانونی که شامل اجرای قیود قانون خانواده باشد حمایت کند. حقوق مربوط به کودکان: 1.به زنان این امکان داده می شود که حضانت بچه های خود را حتی در صورت ازدواج مجدد یا نقل مکان از محل زندگی همسر به عهده داشته باشند. 2.در مواردی که ازدواج ثبت نشده باشد، فرزند حق دارد پدر خود را بشناسد. نابرابری در قانون تابعیت: با تصویب این قانون مراکش به تونس نزدیک شد. تونس در سال 1996 پس از اینکه استقلال خود را از فرانسه به چنگ آورد، تعدد زوجات و لغو همسری را ممنوع اعلام کرد. منیره چاردا در کتاب خود به نام کشورها و حقوق زنان-قوانین پسا استعماری در3 کشور تونس، الجزایر و مراکش می گوید:"اصلاحات تونسی می تواند مقیاسی باشد برای قضاوت در مورد تغییر قانون خانواده در سایر کشورهای خاورمیانه ای و اکنون مراکش به این میزان سنجش نزدیک شده است" سعیده دریسی عمرانی معاون سازمان دموکراتیک زنان مراکشی شاخه ربات تاکید می کند که ما خواهان انتقال تابعیت مراکشی به فرزندان خود بدون هیچ گونه قید و شرطی هستیم. عمرانی نامه ای را با امضای 27 سازمان فعال حقوق زنان به نخست وزیر نوشت که در آن خواستار این مسئله بود. همچنین در این یادداشت انتقال تابعیت به شوهران زنان مراکشی نیز خواسته شده بود. در حالی که مردان مراکشی می توانند تابعیت خود را به همسرانشان منتقل کنند زنان نمی توانند این کار را انجام دهند. فعالین حقوق زنان مخالف هر گونه تعیین محدودیت سنی برای درخواست شهروندی توسط کودکان و اعمال قانون تابعیت تنها برای زنانی که با مردانی از کشورهای خارجی مشخصی ازدواج می کنند، هستند. کودکانی که در کشور مراکش تابعیت مراکشی ندارند، زندگی سختی را می گذارند و فعالین حقوق زنان از تغییرات سال 2004 به این سو فعالیت های خود را بر روی این مسئله متمرکز کرده اند. این گونه کودکان بدون تابعیت، از حقوق شهروندی لازم مانند کار در مشاغل دولتی و بخش های اجرایی برخوردار نیستند. چالش های پیش رو در راستای نهادینه سازی اصلاحات سال 2004: اما در باب اصلاحات تصویب شده در سال 2004 چندین عامل وجود دارد که باعث می شود زنان مراکشی نتوانند از حقوق تازه به دست آمده خود استفتده کنند. اولی آشنا نبودن دادگاه های قضایی با این اصلاحات است. وزیر دادگستری اخیرا کلاسهایی را جهت آموزش قضات متخصص در امور خانواده ترتیب داده است اما این آموزشها برای نشان دادن روح واقعی این اصلاحات کافی نیست! گروه های زنان معتقدند که قضات از وفا داری نسبت به این اصلاحات سر باز می زنند. بر طبق این قانون اصلاحی قضات هنوز می توانند برای تصمیم گیری درباره آنچه که در این متون وجود ندارد به قوانین مذهبی رجوع کنند. قانون جدید هم چنین به قضات نقش آشتی دهنده در پرونده های طلاق را داده است که این مسئله نگرانی را در میان سازمان های زنان ایجاد کرده که قضات آشتی را در جهت حفظ مصالح خانواده بر می گزینند و نه اصلاحات. اصلاحات جدید با چالش دیگری نیز روبروست. همراه با قانون جدید دادگاه هایی جدا از دادگاه های عادی با عنوان دادگاه های خانواده تشکیل داده شده است که به بررسی پرونده های خانواده می پردازد. دولت تصمیم گرفت که 70 دادگاه خانواده برقرار کند یعنی یک دادگاه در هر استان. این تعداد برای 50 درصد جمعیتی که در نواحی دور افتاده روستایی زندگی می کنند کافی به نظر نمی رسد. به علاوه برخی پیش بینی می کنند که بررسی پرونده های خانواده در دادگاهی دیگر از استاندارد قضاوت می کاهد. یک وکیل می گوید:چرا زنان باید از یک سیستم موازی قضایی درجه دوم برخوردار باشند؟ مخالفت عدول ها که مشابه همان دفاتر اسناد رسمی هستند ولی کمی گرایش های مذهبی دارند مسئله بغرنج دیگری است.تحت قانون سابق عدول ها به تنهایی می توانستند ازدواج ها را رسمی کرده یا قرارداد ازدواجی را باطل نمایند. قانون جدید این نقش را به دادگاه های خانواده واگذار کرده است و به عدول ها تنها نقش منشیان دادگاه واگذار شده است با کارکردی سمبلیک و مذهبی. این مسئله عدول ها را وا داشت تا در مقابل وزارت دادگستری تظاهراتی بر پا کنند. هنوز هم برخی از عدول های محافظه کار تاثیر عظیم خود را بر روی ازواج حفظ کرده اند چرا که بسیاری از مراکشی ها آنها را کارشناسان قضایی جامعه می دانند و بر خلاف دادگاه های خانواده عدول ها در سراسر کشور حضور دارند. و بخش پایانی چالش های پیش رو متقاعد کردن عموم درباره این اصلاحات است. نرخ بالای بی سوادی که طبق آخرین تخمین ها برای زنان شهری 42%و برای زنان روستایی 82% می باشد مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف است. تحت چنین شرایطی تبلیغات مخرب درباره اصلاحات می تواند توسط افراطیون مذهبی در میان اقشار پایین اجتماع پخش شود و این می تواند مخرب باشد. وزارت دادگستری، رسانه های ملی و سازمانها و انجمن های مدنی مبارزاتی را برای خنثی کردن چنین اطلاعات غلطی آغاز کرده اند. با توجه به سختی ایجاد آگاهی در میان یک جامعه محافظه کار مذهبی و کمبود موسسات محافظ اجرای قضاوت واضح است که حرکت اصلاحات و برداشتن قدم در جهت بهبود حقوق زنان پایان مبارزه نیست! گروه های حقوق زنان در مراکش در زمان پیش رو برای مدت طولانی پر مشغله خواهند بود! منابع: 1) Moroccan Women Put Pressure on Nationality Reform, Ilhem Rachidi, 12/12/05 |