|
جاي دلارام علي در زندان است؟ ستاره سجادي/زنستاندو شنبه14 آبان 1386 از روزی که دلارام را در «خانه کودک» پامنار دیدم نزدیک به دو سال می گذرد.می دانستم که دلارام در آنجا به طور داوطلبانه یک سال است که برای "کودکان کار" کار می کند و از او خواسته بودم یک روز به دیدنش بروم تا ببینم در کدام بخش آنجا می توانم کمک کنم. آن روز اولین بار بود که دلارام را در برخورد با بچه های آنجا می دیدم و واقعا مرا بهت زده کرده بود.من همیشه ترسی از برخورد مستقیم با این کودکان داشتم چون نمی دانستم تا کجا باید حدود را نگه داشت و از طرف دیگر می دانستم که ترحم آفتی است برای این کودکان و دلارام به من به طور عملی این چیزها را یاد داد. دلارام بهترین و موثرترین مددکاریست که می شناسم و، کودکان محروم پامنار چنان عاشق او بودند که شخصی ترین مشکلاتشان را فقط با او در میان می گذاشتند. چیزی که در دو روز گذشته فعالان کمپین یک میلیون امضاء را آشفته کرده است بهت زدگی از اجرای حکم سنگین و ناعادلانه دلارام است.زیرا که همه ما خوشبینانه انتظار چنین حکمی را نداشتیم و فکر می کردیم در دادگاه تجدید نظر تخفیف زیادی پیدا کند. در نتیجه، خبر ابلاغ این حکم به «اجرای احکام» همه ما را در شوک قرار داد.در صورتی که با نگاهی به وضعیت اخیر کشور و موج سرکوب ها باید حدس می زدیم که این تیغ سرکوب دامن جنبش زنان را هم بگیرد.و این تازه شروع جدی سرکوب خواهد بود. چیزی که باعث سردرگمی فعالان جنبش زنان در مقابل چنین حکمی می شود قرار گرفتن در مقابل یک دوراهی است: البته این، از نگاه آنانی است که برنامه ریزی می کنند.ولی آنها خیلی چیزها را نمی بینند.آنها این همه زن و مردی که هر روزه بیانیه کمپین یک میلیون امضا را با علاقه و شادابی امضا می کنند نمی بینند.آنها کودکان بم و یا جنوب شهری تهران را که عاشق دلارام هستند و از او یاد گرفته اند در مورد همه چیز خوب فکر کنند را نمی بینند.آنها خیلی چیزها را نمی بینند.قدرت آدمها را کور می کند و همه قدرت ها دقیقا یک راه تکراری را پیش می روند.همیشه همه قدرت ها وقتی تحت فشار بیشتری قرار می گیرند فشار بیشتری هم وارد می کنند. این سرکوب ها هست و ما مجبوریم با آنها کنار بیاییم و به مبارزه مان ادامه بدهیم و هزینه ها را تحمل کنیم برای آنچه که ما دلارام ها به آن اعتقاد داریم ولی آیا فکر ما را هم می توانید سرکوب کنید؟آیا فکر دلارام را می توانید زندانی کنید؟نه!فکر او آزادتر از این حرفهاست. آقایان برنامه ریز، شما به هر حال بازی را باخته اید چون یک طرف بازی افکاری هستند که هیچ گاه زندانی نمی شوند و به سرعت تکثیر می شوند، البته ممکن است بتوانید به طور مقطعی کالبد فیزیکی این افکار را زندانی کنید یا منفعل کنید و دیگر نبینیدشان ولی اعتقادات و آرمان های ما هر روز قوی تر می شوند و ما با این فشار ها هرروز مطمئن تر از قبل، مبارزه خواهیم کرد. |