|
مستندات فقهی تاییدی بر برابری ارث زن و شوهر /سارا حکیمی /زنستانچهار شنبه25 مهر 1386 زنستان: خشونت بر علیه زنان تنها آنچه که در جسم آنها پدیدار می گردد نیست . خشونت جسمی تنها بخش کوچکی است از خشونتی که بر علیه زنان روا می رود . خشونت جنسی ، خشونت سیاسی ، خشونت روانی و خشونت مالی نیز مسبب وارد آمدن آسیبهای جدی بر روح و جسم زنانی است که سازندگان نیمی از اجتماع هستند . نا برابری در ارث میان زن و مرد و موانع قانونی ناظر بر ارث بری که زن را از مالکیت موروثی بر زمین و عرصه محروم می دارد نیز در بحث مربوط به خشونت مالی بر علیه زنان جای می گیرند که به نوبه خود آسیب جدی بر زنان و زندگی آنها وارد می سازند ، به ویژه اگر زنان پس از فوت همسرانشان فاقد هر گونه پشتوانه مالی مطمئن باشند . اما در این میان شاید آنچه که خشونتی مضاعف بر علیه زنان است مربوط به عدم ارث بری زنان بی فرزند از تمام دارایی شوهرانشان است . خشونتی مالی که شاید بتوان عنوان خشونتی با دو لبه برنده را به آن داد . خشونتی که هم ناظر بر منابع مالی زنان بوده و هم هویت مالی آنها را تنها در بدن ایشان و در واقع جنسیتی که زاییده اذهان عمومی مبنی بر خلاصه کردن این هویت در مادر بودن است ، خلاصه می کند . علاوه بر آن تمامي علماي اهل سنت و فقهايي همچون شيخ مفيد، آيت الله صافي، آيت الله صانعي، آيت الله منتظري، مرحوم محقق و شيخ طوسي موافق ارث بردن زن از زمين هستند. آيت الله صانعي چندي پيش به صراحت اعلام کرد: «زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غيرزمين ارث مي برد، چرا که اکنون ديگر منقول ها ارزشي ندارند و سبب مي شود که نصف جمعيت ما از حقوق شان محروم شوند.» وي در پنجمين جلد کتاب «فقه و زندگي» که به موضوع ارث زن از شوهر پرداخته است، درخصوص ماده 949 قانون مدني مي گويد؛ «با ملاحظه اين ماده قانون، بي درنگ، اين پرسش به ذهن مي رسد که علت اين نابرابري چيست؟ اگر مازاد بر سهم الارث مردي را - که تنها وارث همسر خويش است - به او مي دهيم، چرا در مورد زن اين ترتيب اتخاذ نمي شود و ميراثي را که خود با ياري شوهر و در کنار او به سختي فراهم آورده، بايد همانند ترکه بي وارث به ديگري بسپارد؟ پاسخي که بتواند ذهن عدالت جوي انسان را قانع و ساکت کند، براي اين پرسش به نظر نمي رسد، از اين رو، فقيهي که عدالت را پايه استواري اسلام و اسلام را استوار براي تحقق عدالت مي داند، به سراغ مستند اين حکم مي رود. آيا مستند آن، حکم شرع است و شريعت اين گونه خواسته و براي آن مصالحي دقيق و عميق انديشيده است و يا استنباط گروهي از فقيهان با شرع درآميخته و منشاء اين حکم شده است؟» در آیه 12 سوره نساء که خداوند ، احکام ارث زن و شوهر را بیان مى فرماید، این چهار حکم، به روشنى آمده است: در دو قسمت نخست، هیچ اختلافى بین فرقه هاى اسلامى نیست، نه در حکم ونه در موضوع و نه در متعلق آن; یعنى همه شوهران از همه دارایى همسران خود، نیم و یا یک چهارم، ارث مى برند. امّا در قسمت سوم و چهارم، گروهى از فقیهان قدیم و بیش تر فقیهان جدید شیعه در موضوع و متعلق حکم، مناقشه کرده اند و به سوى دیگرى رفته اند . در پاسخ پرسش دوم و سوم، باید گفت: مخالفت با ظاهر قرآن جایز است. به این بیان: قرآن قطعى الصدور است، ولى دلالت آن در تمامى موارد قطعى نیست. در آن جا که دلالت قرآن، قطعى نیست، یعنى معنایى روشن دارد و احتمالى برخلاف آن نیز وجود دارد اگر روایتى متواتر و قطعى الصدور پیدا شد که به روشنى، جانب احتمال را بیان کرد، روایت متواتر، بر ظاهر قرآن پیش داشته مى شود، چون صدور هر دو قطعى است، ولى آیه قرآن ظهور دارد و روایت دلالت صریح. پس دو حجت وجود دارد که صدور هر دو قطعى است، امّا دلالت قرآن، ظاهر است و دلالت خبر متواتر صریح. پس خبر امتیازى افزون دارد: از این روى، پیش داشته مى شود. اگر روایت متواتر نبود، بلکه خبر واحد ثقه بود، اگر چه یقین آور نیست، ولى دلیلهاى حجت بودن خبر واحد را از روى تعبد، علم قلمداد کرده اند و با آن معامله علم مى کند و به اصطلاح (علمى) نام دارد. در این صورت نیز، اگر خبر واحد به روشنى بر مطلبى دلالت داشت که آیه قرآن در آن مطلب ظاهر بود، خبر مقدم مى شود. اگر دلالت قرآن ظاهر بود، سپس، روایتى آمد و به روشنى، قسمتى از آن دلالت را القا کرد، در این صورت مى گویند: خبر واحد، قرآن را تخصیص زده است. اگر خبر، موضوع آن حکم یا متعلق آن را، یا به طور کلى آنچه را که در سلسله علتهاى حکم است، تفسیر کرد، حال، چه آن تفسیر، تبیین و روشنگرى، موضوع و متعلق آن را بگستراند، یا محدود سازد، در این صورت، به جاى واژه (تخصیص) واژه (حکومت) را به کار مى برند و این گونه تبیین، بى گمان، رواست و خود قرآن، به آن اشاره روشن دارد. پس آیه اى که از سوى پیامبر(ص) و ائمه(ع) تفسیر شود و این تفسیر، دایره عمومهاى قرآنى را تنگ کند و یا بگستراند، تبیین است و خداوند، مسؤولیت آن را بر عهده پیامبر(ص) گذارده است. |