شماره مقاله: 1129

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article1129



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

گفتگو با زهره ارزنی :در نبود قانون برابر می توان با توافقات حقوقی به ارث برابر رسید /نسیم سرابندی/زنستان

جمعه20 مهر 1386


در صفحه 17 جزوه حقوقی کمپین تغییر برای برابری که به موارد تبعیض آمیز قوانین اشاره کرده است ذیل مورد 8 که با نام ارث نام گذاری شده، آمده؛ بر اساس قانون مدني بعد از مرگ پدر و مادر پسران دو برابر دختران ارث مي برند. اگر مردي فوت کند و زن و بچه داشته باشد زن يک هشتم از اموال شوهرش را ارث مي برد و اگر شوهر بچه نداشته باشد زن يک چهارم اموال شوهر را ارث مي‎‎‎برد. البته زن هيچ‎‎‎گاه از زمين ارثي نمي‎‎‎برد. اگر مردي بميرد و چند همسر داشته باشد همان سهم يک هشتم يا يک چهارم بين تمام زنانش تقسيم مي شود. اما اگر زني بميرد و شوهر و بچه داشته باشد، شوهر يک چهارم از اموال زن را ارث مي‌برد و اگر زن بچه نداشته باشد، شوهر نصف اموال را ارث مي برد. پس عملا شوهر دو برابر زن ارث مي‎‎‎برد.و دردناک‎‎‎تر آنکه که اگر زنی فوت کند و هیچ وارثی غیر از شوهرش نداشته باشد، تمام اموال او به شوهرش به ارث می‎‎‎رسد. اما اگر مردی فوت کند و غیر از زنش هیچ وارثی نداشته باشد فقط یک چهارم از قیمت ابنیه و اشجار و اموال منقول شوهر به او ارث می‎‎‎رسد و بقیه اموال شوهر متعلق به دولت خواهد بود یعنی دولت به آن مرد نزدیک‎‎‎تر است تا زنش که یک عمر با او به سر برده است. (بند 1 ماده 899 و مواد 900، 901 ، 907 قانون مدنی)
با همه اینها این قوانین حرف آخر نیست و در نبود قانون برابر خانواده های برابرخواه می توانند راهکارهای دیگری برای محروم نشدن زنان و دخترانشان از سهم الاث اتخاذ کنند.در گفتگو با زهره ارزنی، از وکلا و حقوقدانان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، برخی از این راهکارها را بررسی کرده ایم.

* تعداد خانواده هایی که می خواهند دختران و زنانشان به صورت برابر با مردان خانواده ارث ببرند روز به روز بیشتر می شود، آیا راهکاری وجود دارد که بتوان ارث را به صورت مساوی بین زن و مرد تقسیم کرد؟

** زن در جایگاه همسر و خواهر (فرزند دختر خانواده) نصف مرد ارث می برد. با این حال اما راهکارهایی می توان ارائه داد که زنان را به ارث برابر برساند: راه حل اول این است که هر فرد مسلمان می تواند 3/1 اموالش را وصیت کند که به آن وصیت مفروض می گویند. حالا تصور کنید همه ی مردان ایرانی تصمیم گرفته اند که 3/1 اموال خود را به نفع دختران و همسران خود وصیت کنند، وقتی این 3/1 به نفع زنان وصیت بشود آنگاه ما به تفاوت نقصان ارث آنها کاهش می یابد حتی در بعضی موارد ارث دختران بیشتر از پسران می شود.
راه بعدی این است که مرد وصیت کند که دختر و پسرم به یک میزان ارث ببرند. سومین راه این است که زمانی که پدر زنده است اموالش را به صورت مساوی بین فرزنداش تقسیم کند. کسی که زنده است می تواند این کار بکند. حالا برای اینکه فرزندانش از این مسئله سوء استفاده نکنند، عین ملک (مثلا آپارتمان) را به نام فرزندش بکند اما انتفاع عمری (یعنی حق منافع) آن را تا زمانی که زنده است برای خودش نگه دارد. در این صورت فرزند نمی تواند ارث را بفروشد و هم پدر منافع آن را داشته باشد که بعد از فوت، فرزندان صاحب آن می شوند. در مورد همسر هم می تواند همین کار را بکند. مثلا می تواند ملک را به نام همسرش کند و یا انتفاع عمری ملک را به همسرش ببخشد تا زمانی که زنده است.
راه دیگر هم بحث دارایی مشترک پس از ازدواج است. یعنی اگر زن و مرد توافق کنند که اموالی که پس از ازدواجشان حاصل می شود بین هر دو به صورت مساوی تقسیم شود اگر مرد فوت کند نصف اموال مرد به زن به ارث می رسد و این دارایی مشترک ما به تفاوت ارث را می پوشاند.

* این راهکارها در سایر کشورهای اسلامی نیز به کار گرفته می شوند؟

** بله. مثلا در مصر وصیت مفروض را به اجرا می گذارند. و بطور کلی دولت فرض را بر این می گیرد که مردی که فوت شده و باید اموالش بین ورثه تقسیم شود، آدم روشنفکری بوده و 3/1 از اموالش را به نام دختر و زنش وصیت کرده است. این یکی از راه هایی است که ما به تفاوت ارث را با آن پوشانده اند.

* در قانون آمده که زنان از زمین ارث نمی برند. آیا پدر می تواند با وصیت کردن قبل از مرگ این مسئله را حل کند؟

** طبق قانون در شیعه، زن، نه به عنوان دختر یا فرزند متوفی، بلکه به عنوان همسر نمی تواند از زمین ارث ببرد. اگر مرد زمانی که زنده است قسمتی از این زمین را به نام همسرش کند مشکل حل می شود. بعد از مرگ مرد راهکاری نیست مگر اینکه در بعضی از موارد دیده شده که ورثه توافق می کنند که به میزان مساوی اموال را تقسیم کنند.

*این راهکارها می تواند جایگزینی برای تغییر قانون باشد، چون گروهی از افراد در دفاع از وضع موجود نسبت به انتقاداتی که می شود می گویند که فرهنگ جامعه بالا رفته و با وجود قانون نابرابر ارث زن و مرد، بسیاری اموالشان را به صورت مساوی تقسیم می کنند ؟

** درصد این افراد خیلی بالا نیست. تا آن جایی که اطلاع دارم فقط در قشر متوسط و روشنفکر هست که ارث را به صورت مساوی تقسیم می کنند و این مسئله عمومیت ندارد

* مشکل ارث نبردن زنان از زمین آیا جایی تا به حال به صورت حاد خود را نشان داده است؟

** بله، درشهرستان بم، شهرهای شمالی و یا خوزستان که زمین ها گندم کاری و صیفی کاری است و باغداری شایع نیست زنان از این زمین ها ارث نمی برند و بنابراین آنها هیچی ندارند. اما این مشکل در شهر بم خود را نشان داد به این خاطر که ساختمان ها خراب شد و زمین باقی ماند و چون زن زمینی نداشت نمی توانست سرپناهی برای خود بسازد.( در قانون آمده که زنان از ساختمان(هوایی) ارث می برند). حتی این زنان دخترو پسر خود را از دست داده بودند و بنابراین ورثه شوهر خانواده شوهر مثل بردار و خواهر شوهر شدند و مشخص نیست که آنها به زن زمینی بدهند با ندهند.
جاهایی که عرصه فقط برای کشت و زرع های فصلی استفاده می شود زنان ارث نمی برند. مثالی که من دیدم در یک روستا شوهر زنی فوت کرد که چند هکتار زمین داشت و پسر به مادرش گفت که به تو هیچی ارث نمی رسد و باید بروی. دخترها سهم خودشان را به مادر بخشیدند تا او سرپناهی در این زمین برای خود بسازد. اگر دخترانش این کار را نمی کردند این زن آواره می شد.
در دفاع از این ارث نبردن زنان از زمین می گویند زمین اصالت دارد و امکان دارد زن ازدواج کند و مرد غریبه ای صاحب زمینی شود که به سلسله ما تعلق ندارد.

* در جریان ارث نبردن زنان از زمین مثال هایی که زدید مربوط به روستاها بود. آیا این مسئله در شهرها هم وجود دارد؟

** بله. وقتی زمینی وجود داشته باشد که ساختمان آن کلنگی باشد زن فقط از آن ساختمان ارث می برد که ارزش چندانی ندارد. مثلا یک زمین هزار متری در فرشته رو فرض بگیرید که امکان دارد چند میلیارد تومان قیمتش باشد. ساختمان کلنگی آن حتی امکان دارد ارزشش صد میلیون تومان هم نباشد که زن از 8/1 آن ارث می برد.(فقط ده میلیون تومان)
قانون هم هیچ حمایتی از این زن نمی کند مگر اینکه زن مهریه سنگینی داشته باشد. گذشته از موانع طلاق برای زنها، یکی از دلایلی که زنان در اول ازدواج مهریه های سنگین تعیین می کنند همین است. چون وقتی مرد فوت می کند اولین چیزی که از ماترک باید پرداخت شود مهریه است. مهریه جزء دیون رسمی است. حتی در مواردی ماترک جوابگوی مهریه های سنگین نیست و همه چیز را زن می برد. این به نوعی افراط است. به همین دلیل قانونگذار باید نیازهای جامعه را نگاه کند مثلا تصور کنید مردی فوت کند با چند تا فرزند و حالا این بچه ها متعلق به زن باشند یا نباشند. مهریه سنگین در حدود 150 میلیون باشد و متوفی فقط آپارتمانی داشته باشد که 100 میلیون قیمت آن باشد. فرزندان هیچ ارثی نمی برند. آنها چه جوری باید بزرگ شوند؟ مسئله افراط و تفریط اینجاست که خود را نشان می دهد. وقتی قانونگذار می گوید نمی توان دست به قانون ارث زد، زن هم راه گریز پیدا می کند که همین مهریه های سنگین است که ممکن است این عوارض را داشته باشد.

* آیا راه های دیگری به غیر از مورد مهریه هم دیده شده است؟

** بله. مثلا بعضی از زنان یک چک از همسرشان می گیرند و بعد از مرگ به اجرا می گذارند که اصلا راه حل های خوبی برای تصاحب دارایی فرد نیست.
به نظر من بهترین راه این است که مردان زنان را شریک زندگی خود بدانند. هر چیزی خریداری می شود به صورت نصف نصف باشد که هم زن انگیزه زندگی پیدا می کند، هم اعتماد به نفس او افزایش می یابد و هم دغدغه آینده را نداشته باشد.

*بر اساس فقه شیعه و منابع شرعی امکان بازنگری در قوانین ارث به نفع زنان وجود دارد؟

چون ارث از فقه امامیه گرفته شده است برای اصلاح قانون حتما باید نظرات فقهی را داشته باشند. برای نظرات فقهی هم بعضی از افراد گفتند که ما منکر نظرات نمی شویم بلکه راهکارهایی پیدا کنیم (مثل وصیت مفروض یا تقسیم اموال پیش از مرگ) که به وسیله آنها این ما به تفاوت بین زن و مرد را از بین ببریم.
مگر اینکه قانونگذار تصمیم بگیرد در بخش ارث که از احکام امضایی است تغییراتی بدهد.چرا که برخی عقیده دارند در احکام ارث با توجه به نیاز و شرایط جامعه می توان جرح و تعدیل هایی داد. چون جزو احکام امضایی هستند، احکام امضایی احکامی هستند که قبل از اسلام هم وجود داشته و با آمدن اسلام آن را به همان صورت و یا بهتر کردن آن امضا کرده است. یک سری از احکام هست که قبل از اسلام نبوده و اسلام آنها را آورده مثل نماز. قبل از اسلام زن را مردان عرب به ارث می بردند اما اسلام گفت که زن را نه تنها مردان به ارث نمی برند بلکه به او ارث هم تعلق می گیرد و به این صورت آن را تعدیل و امضا کرد . این کار را دولت به کمک فقها می تواند انجام دهد.
از سوی دیگر حتی در مسائلی که می گویند نص صریح قرآن است بحثی داریم که در بعضی از احکام با توجه به ضرورت های زمان و مکان می توانیم تغییراتی بدهیم (این بحث را در سال 67 آیت الله خمینی عنوان کرده است)
البته این را فقها تشخیص می دهند که در کجا ضرورت ها ایجاب می کند که تغییراتی ایجاد شود. در مواردی که احکام، مفسده ای برای جامعه ایجاد می کند، شاید بتوان آنها ار مشمول تغییر دانست مثل اصل برده داری که در قرآن هم آمده که برده را در قبال کفاره روزه آزاد کنید. الآن ما می بینیم که برده داری در همه ی کشورهای مسلمان نشین ممنوع است. اینجا از اصل سکوت استفاده کردند و مسئله کنار گذاشته شده است. باز هم اگر به فقها رجوع کنیم جایی که می بینیم مفسده ای دارد شاید بتوانیم از اصل تعطیلی یا سکوت که آقای سروش هم به آن اشاره می کند، استفاده کنیم. شاید در این موارد هم بتوان به علت حضور زن در جامعه و تبدیل شدن او به بازوی اقتصادی از اصل تعطیل نمودن آن برای مدتی صحبت کرد.

*زنان معمولا جزو فقیرترین اقشار جامعه هستند. نابرابری در ارث چقدر این وضعیت تاثیر داشته است و باعث عدم مشارکت آنان در گردش دارایی و ثروت شده است؟

** معمولا می گویند که چون زن در دارایی اش مستقل است، نفقه نمی پردازد و مهریه می گیرد، پس دارایی زن بیشتر از مردان است. ولی اگر ما در کشور خودمان آماری بگیریم به این صورت نیست. مثلا در یک مقاله آمده بود که در جهان 2 درصد دارایی ها به نام زنان است. در کشور ما هم وضعیت مساعد نیست چرا که ممکن است برخی از زنان ازدواج نکنند، یا مهریه ای که می گذارند زیاد قابل توجه نباشد و یا نفقه در کشور ما موضوعیت چندانی ندارد. با وجود همه ی اینها نقصان ارث هم باعث می شود مردان بیشتر از زنان ارث ببرند و قدرت و دارایی آنها هم بیشتر باشد. بنابراین این بازوی اقتصادی زنان را همیشه ضعیف کرده است. خصوصا در جامعه ما که نان آور مردان شناخته شده اند و زنان در وهله دوم قرار دارند. حتی درکسب اولویت های کاری و اشتغال زایی زنان شانس کمتری نسبت به مردان دارند.