|
امضا گرفتن بی سایه وحشت/فرزانه مهدی بیگی،آلمانشنبه14 مهر 1386 حدود 8 ماه است که در کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعض آمیز فعالیت می کنم. می خواهم از فعالیتم در آلمان بگویم، هر چند که دوست داشتم در ایران و در کنار سایر دوستان باشم، به همراه آنان کوچه به کوچه و چهره به چهره از قوانین بگویم، از نزدیک چهره زخم خورده زنان کشورم را از قوانین نابرابر ببینم و دردهای آنان را از نزدیک لمس کنم. آرزو داشتم در کنار آنان باشم و ببینم که می توانیم دست در دست یکدیگر و با مقاومت و مبارزه قوانین زن ستیز را تغییر دهیم. مگرقبلاً با امضاها و حمایت هایمان جان نازنین فاتحی را نجات ندادیم؟ باید باور کرد که با همبستگی و آگاهی می توان پیروز شد و من به عنوان یک زن ایرانی در غربت و دور از وطن وظیفه خود می دانم که در کنار دیگر زنان و دختران کشورمان در یک صف متحد بکوشیم و مبارزه کنیم، مبارزه ای که اکنون به شیوه مسالمت آمیز جمع آوری امضاء در جریان است. سعی من این است که هرجا حضور دارم، نسبت به زنان کشورم و مبارزه آنان، متعهد باشم. در همه جا و همه ی لحظه ها فرم های امضاء بیانیه را با خود همراه دارم، گویی چون کتاب دعایی در کیفم است و به من احساس خوبی می دهد، احساسی که ناشی از اعتقاد به این حرکت و اهمیت حتی یک امضا دراین مبارزه گسترده و بی مرز است. با گرفتن حتی یک امضاء گاه وجدانم آسوده می شود چون می توانم با حمایت هرچند ناچیز خود در این حرکت شریک باشم. تمام سعی و تلاشم این است که از تمام موقعیت ها برای معرفی کمپین و آگاهی زنان به حقوقشان استفاده کنم. به فضاهای گوناگون تجمع زنان ایرانی وخارجی می روم. در مهمانی های ایرانی ها و آلمانی ها شرکت می کنم، به کلیساها، آرایشگاه ها، و فروشگاه های ایرانی می روم. حتی در جاهایی هم که نمی توانم شخصاً حضور داشته باشم برای دوستانم، فرم های امضا و کارت هایی را که درست کرده ام و ایمیل کمپین و نشانی سایت تغییر برای برابری روی آنها نوشته است را می فرستم. اکنون دخترانم هم با این حرکت همراه شده اند. در مدرسه و در بین هم کلاسی های آلمانی، ترک، چینی، آفریقایی و بین معلمان خود در پی آگاهی رسانی و جمع آوری امضا هستند. وقتی از مبارزات زنان ایران برای مردم و دوستان آلمانی ام می گویم می بینم که بسیاری از آنها با وضعیت زنان در ایران آشنا و آگاه هستند. وقتی برایشان در باره تبعیض های قانونی نسبت به زنان می گویم بسیار متاسف می شوند. برای هرگونه حمایتی ابراز علاقه نشان می دهند و وقتی از جمع آوری امضا می گویم خیلی زود و مشتاق حاضر به امضا کردن می شوند وازاینکه بتوانند درحمایت ازا ین جنبش سهیم باشند لذت می برند و آرزوی موفقیت برای کمپین دارند. در میان ایرانی ها بسیاری از پیش اطلاع دارند و فرم بیانیه را امضا کرده اند و فعالیت های کمپین را دنبال می کنند، برخی حتی فرم های آماده می گیرند و برای جمع آوری امضا، اعلام آمادگی می کنند اما کسانی هم هستند که اعتقادی به این حرکت ندارند، یا شعار می دهند که امضا بی فایده است و یا حقانیت این حرکت را بی دلیل زیر سوال می برند؛ و من بسیار محترمانه از کنارشان عبور می کنم. جمع آوری امضاء در کشوری که من زندگی می کنم کاملاً در یک فضای آزاد و بدون ترس رخ می دهد و من همواره می اندیشم که امضا گرفتن زیر سایه ترس، رعب و وحشت اما از پا نیفتادن چه جسارت و شهامتی می خواهد. همین امر شوقم را برای جمع آوری امضا افزایش می دهد. من به قدرت و شهامت همه عزیزانم درکمپین افتخارمی کنم. |