شماره مقاله: 10718

مسیر:
صفحه اول > تریبون > مقالات

لینک مستقیم:
/spip.php?article10718



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

تبعاتِ ساده‌سازیِ بیش از حد و تفکر ثنوی- در حاشیه‌ی گزارش خدیجه مقدم و اعتراض شادی صدر

چهار شنبه17 مهر 1392


تغییر برای برابری- خلیل طالقانی
اقدام "تغییر برای برابری" در ارزیابی و بازاندیشی کمپین یک میلیون امضا گامی شجاعانه و دوراندیشانه است که امیدوارم ادامه یابد. چقدر خوب است که با برخورد فعال و درخواست از همه‌ی دست‌اندرکارانِ اولیه‌ی کمپین فضایی فراهم شود که افراد بیایند و روایتِ خودشان را بگویند. این روایت‌های متفاوت فقط شرح‌های گوناگون از حوادث معین نیست، بلکه گونه‌های متفاوتِ اندیشیدن و نگاه کردن به امور را نیز بازتاب می‌دهد و رنگین‌کمانِ اندیشه‌های حوزه‌ی مسائل زنان را در برابر چشم قرار می‌دهد.

نگارنده‌ی این مطلب که دستی از بسیار بسیار دور بر آتش کمپین داشته، قصدِ اظهارنظر درموردِ روایت‌های مختلف را ندارد و به دلائل متعدد اساساً چنین حقی برای خود قائل نیست. اما در آن قسمتِ مطلبِ خدیجه مقدم که پاسخ شادی صدر را به دنبال داشت، نکته‌ای روشی/بینشی می‌بیند که توضیح آن را مفید می‌داند. خلاصه‌ی موضوع آن است که خانم مقدم نوشته‌اند "به نظر من رویکرد شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده به دلیل نزدیکی به حکومت در جنبش زنان، دوگانه بود" و خانم صدر این جمله را مصداقِ اتهام و "ادعای کاملاً کذب" می‌داند. من اما به این جمله طور دیگری نگاه می‌کنم.

ساده‌سازی بیش از حد توضیحی است که برای اختصار یا قابل‌فهم شدنِ مطلب، اطلاعات مهمی را حذف می‌کند و در نتیجه سببِ سوء‌تفاهم، خطا و نادرست‌نمایاندنِ موضوع می‌شود. هویتِ انسان‌ امر پیچیده‌ای است و پیچیده‌تر از آن هویتِ سیاسی است. مقاله‌ی اندیشه‌ی سیاسی هویت در دائره‌المعارفِ فلسفی اِستنفورد طرحی از ابعاد سیاسی هویت به دست می‌دهد که بسیار فراتر از سیستم‌های عقیدتی و وابستگی‌های حزبی است. این یادداشتِ مختصر جای اشاره به این طرح نیست، اما گمان ندارم کسی مخالف باشد که بدونِ درنظرگرفتنِ طبقه‌ی اجتماعی، نژاد، قومیت، زبان، توانایی/ناتوانی جسمی و ذهنی، ترجیح جنسی، سن، و ... تقسیم‌بندی زنان یا فعالان جنبش زنان به دو گروه "نزدیک به حکومت" و "دور از حکومت" ساده‌اندیشانه و خام‌خیالانه است. از کشدار بودنِ تعابیر "نزدیک" و "دور" هم در این‌جا صرفِ‌نظر می‌کنم.

با این مقدمه، برمی‌گردم به زندگی عمومیِ یکی از دوتنِ مورد اشاره در مطلب خدیجه مقدم یعنی شادی صدر. در باره‌ی زندگِ شادی صدر می‌توان در اینجا، اینجا، و اینجا مطالبی خواند. فکر می‌کنم اگر کسی بخواهد داستانِ رابطه‌‌ی شادی صدر با "مذهب" و "حکومت" را بنویسد، چندصد صفحه‌ای خواهد شد. این داستان حتماً فراز و نشیبِ و زد و خوردِ بسیار خواهد‌داشت و مثل هرداستانی به تعدادِ خوانندگانش مفسّر. اما فرض کنیم خودِ خدیجه مقدم نویسنده‌ی چنین داستانی باشد و بعد از او بخواهیم مطابقِ داستانش، شادی صدر را در مقطعِ کمپین در یک عبارت معرفی/توصیف‌کند. آن یک عبارت هرچه باشد، گمان ندارم چنین عبارتی باشد: "یکی از فعالانِ جنبش زنان و شخصی نزدیک به حکومت." اما حالا که در خلال نقد کتاب بخشی از روایتِ کمپین را می‌گوید و به شادی صدر یک سط بیشتر نرسیده است،به دلیلی که نمی‌دانم، از همه‌ی زندگی شادی صدر در آن مقطع یک چیز را "می‌بیند" و آن "نزدیکی با حکومت" است. شاید اگر روایتِ خدیجه مقدم طولانی‌تر بود، به شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌زاده بیش از یک سطر می‌رسید. آحتمالاً در آن چند سطر بخش‌های مهمی از زندگی این‌ افراد حذف نمی‌شد، و این خلاصه‌سازی و "ساده‌سازیِ بیش از حد" جایی نداشت، احتمالاً.

من شخصاً شادی صدر را نمی‌شناسم و قصدم دفاع از وی نیست که نیازی به دفاع من ندارد (هم حقوقدان است و هم بسیار "زبان‌آور"). اما تصور این‌که وی با افراد دیگری که در کمپین می‌شناسم اختلاف بنیادین داشته باشد برایم اصلاً سخت نیست. اما به گمان من، این اختلافات ریشه در مؤلفه‌های متعددِ هویتِ شخصی و سیاسی دارد و فروکاهی آن مؤلفه‌های رنگارنگ به گرایش سیاسی کارفرمایانِ وی را خطایی در روش و نگرش می‌دانم. این امر البته به معنی انکار گرایش‌های مختلفِ سیاسی در کمپین و تأثیر این گرایش‌ها در روندِ حرکتِ کمپین نیست. حداقل امروز ابلهانه بودن چنین انکاری اشکار شده است. آوردن مثال‌های خوب در این مورد را بر عهده‌ی دست‌اندرکارانِ کمپین می‌گذارم.

حرفِ آخر من این است که این ساده‌سازی بیش از حد، قضاوتِ فرادستانه و فروکاهی ساده‌اندیشانه چقدر زنانه است؟