شماره مقاله: 10330

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article10330



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

سوراخ/ شعری از صبا واصفی

دو شنبه21 اسفند 1391


چشم‌هات کجای تنم زیگزاک می‌زند

بمیرم برات

گرسنه در جیبم

با شپش ها سه قاپ می‌ریزی

و هنوز بر مجاری زیپ

خمار سوراخی

اعضای زبان بسته کجای دریل فررفته

با مته‌هایی به ضخامت امپریالیسم

که از طلب دست برنمی‌دارد طالبانی که تویی

خنده زخم داشت

سمرقند دامنی پر از سنگریزه

و سوراخ

جنس ممنوع بازار سیاه

سوراخ سوراخ

آخ! لامذهب!

فاشیسم رحم نکرده

به تن، به طحال، به ترقوه

حتی به تنبان‌ ِ تر

طوری که عضوهای خیس و گود

در چکمه‌های سخت و سفت

سیاه سرفه می‌کنند

می‌دانم لال‌مونی

لوس و ملوس‌ترم می کند اما

!شما به بزرگیت ببخش آقا

که قدر گاو می‌فهمی

قربانت شوم لای شوره‌های سری که مو ندارد

شورش‌گری

یابونه‌ی عزیزم بزن به چاک!

دخول گردن داخل طناب جرم حساب می شود

اینجا جمهوری اعدام نیست

جشنواره سوراخ ها

و قرنطینه‌ی قبیله‌های سوزاکی‌ست

جایی که هیچ زنی

برای صداهای ساطوری

گنَدِنای هم خُرد نمی‌کند

8 مارچ 2013

کمیته گزارشگران حقوق بشر