|
توضيحات همسرنسيم سلطان بيگي در مورد مدت محكوميت همسرشسه شنبه16 آبان 1391 در پي انتشار اخباري مبني بر احضار نسيم سلطان بيگي به زندان اوين جهت گذراندن 6 سال حبس تعزيزي همسر وي در يادداشتي كه در اختيار سايت تا قانون خانواده برابر قرار داده است در مورد مدت محكوميت وي به ارائه توضيحاتي پرداخته است. متن كامل اين يادداشت به شرح ذير است : سایت محترم "تا قانون خانواده ی برابر" با سلام، همان طور که استحضار دارید نسیم سلطان بیگی، در تاریخ 22 مهرماه سال جاری برای طی دوران محکومیت خویش، خود را به شعبه ی اجرای احکام دادسرای مقدسی مستقر در زندان اوین معرفی نمود. با توجه به انعکاس خبر نادرست حبس 6 ساله ی تعزیری ایشان در فضای مجازی، لازم می بینم که توضیحاتی در خصوص مدت محکومیت او ارائه نمایم: نسیم در 22 خردادماه سال 1385 در جریان تجمع اعتراضی زنان در میدان هفت تیر تهران بازداشت و پس از طی 8 روز بازداشت موقت در بند 209 زندان اوین به قید کفالت آزاد شد، سپس در 18 تیر ماه سال 1386 به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی در شعبه ی 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به دوسال حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شد. در آن مقطع به پیشنهاد وکیلش درخواست تجدید نظر خواهی ارائه نداد و بدین ترتیب محکومیت او از نظر دستگاه قضایی قطعی محسوب شد. مجدداً و در آستانه ی مراسم بزرگداشت روز دانشجو، در 12 آذر ماه 1386 بازداشت شد و پس از طی 56 روز بازداشت موقت (40 روز حبس انفرادی) در بند 209 زندان اوین به قید وثیقه ی 50 میلیون تومانی آزاد شد. سپس در تاریخ 9 آذر ماه سال 1389 به اتهام های اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی، مجدداً در شعبه ی 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم گردید. با توجه به عدم اتمام دوره ی 5 ساله ی تعلیق حکم قبلی او، با صدور این حکم در واقع او به تحمل 6 سال حبس تعزیری محکوم شده بود. درخواست تجدیدنظر خواهی او به شعبه ی 54 تجدیدنظر دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارجاع گردید و پس از بازبینی پرونده، در نهایت این شعبه با صدور حکمی او را از اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام تبرئه و از مدت 3 سال حبس مربوط به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، دو سال را به مدت 5 سال به حالت تعلیق درآورد. بدین ترتیب محکومیت قطعی او به یک سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی برای پرونده ی جدید تبدیل شد. با توجه به عدم اتمام دوره ی حبس تعلیقی اولیه ی نسیم، در مجموع دوران محکومیت او مشمول 3 سال حبس تعزیری خواهد بود. متاسفانه به دلیل پاره ای ابهامات در حکم صادره از سوی شعبه ی 54 دادگاه تجدید نظر، نسیم تا چند روز پیش از معرفی خود به شعبه ی اجرای احکام زندان اوین، از میزان محکومیت قطعی خویش مطلع نبود و پس از مراجعه به دادسرای تهران، سرانجام اطلاع او از این موضوع قطعی گردید. متاسفانه علی رغم آن که تعداد از دوستانی که با سایت کمیته ی گزارشگران در ارتباط هستند از محکومیت نسیم مطلع بودند به دلیل تعجیل این سایت در اطلاع رسانی، خبر نادرست 6 سال حبس تعزیری نسیم (که متکی به مدت محکومیت او پیش از مرحله ی تجدید نظر خواهی بود.) در روز 22 مهر ماه، به طور گسترده و عمدتاً به اتکا به خبر این سایت در فضای مجازی منتشر گردید. (توضیح آن که از سایت محترم کمیته ی گزارشگران جهت زحماتی که برای انعکاس خبرهای مربوط به بازداشت یا محکومیت فعالین جنبش های اجتماعی در ایران متحمل می شوند تشکر می کنم. اما فکر می کنم که بهتر بود با اندکی صبر و حوصله ی بیشتر زمینه برای انعکاس خبر صحیح مربوط به او محکومیت او فراهم می گردید.) علی رغم آن که خبر صحیح دوران محکومیت او توسط روزنامه ی آرمان و نیز سایت خبرنگاران ایران طی روزهای 22 و 23 مهرماه منتشر گردید، اما از آن جا که اعضای خانواده ی نسیم تصمیم گرفته ایم به دنبال سر و صدای رسانه ای نباشیم، امکان اصلاح خبر منتشر شده عملاً وجود نداشت. همچنین ذکر این نکته را لازم می بینم که همکاران نسیم در روزنامه ی آرمان، با برخورد حرفه ای با مساله ی محکومیت نسیم، به منابع اینترنتی اکتفا نکردند و برای اطلاع دقیق تر از این موضوع با من تماس گرفتند. با توجه به اعتصاب غذای زندانیان زن سیاسی بند 350 تنها با انگیزه ی طرح چند مساله ی مهم مرتبط با موضوع لازم دیدم یادداشت کوتاهی در این خصوص بنویسم و تنها در این زمان بود که مناسب دیدم توضیحاتی در خصوص محکومیت قطعی نسیم را در یادداشت مورد اشاره قرار دهم و اکنون نیز لازم می دیدم توضیحاتی در خصوص محکومیت نسیم، به آن سایت محترم که در پوشش مسائل مربوط به جنبش زنان همیشه ساعی بوده است ارائه دهم تا از این طریق زمینه برای تنویر مساله نزد خوانندگان آن سایت محترم فراهم شود. به طور قطع، نه هیاهوی رسانه ای و نه سنگین تر بودن احکام محکومیت زندانیان سیاسی ملاکی برای اثبات حقانیت اعتقادات و عملکرد آن ها نبوده و نیست. آن چه که از نظر من مهم است توجه به این نکته ی کلیدی است که نسیم سلطان بیگی در دورانی که در قالب سازمان های غیر دولتی (NGO) زنان و یا در قالب نشریات و محفل های دانشجویی، مشغول فعالیت اجتماعی بود، فروتنانه و به دور از هیاهوی رسانه ای به دنبال این بود که نقش کوچک اما موثر خود را تا آن جا که می تواند و باید، در ساخت دنیایی بهتر برای همه ی زنان، مردان و کودکان ایفا نماید. امیدوارم که مسئولان قضایی ذیربط نیز به این نکته توجه کنند که نسیم سلطان بیگی هرگز نه قصد فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی را داشته است و نه قصد اقدام علیه امنیت ملی را. صلاح آن است که مقامات قضایی دایره ی این اتهامات را آن قدر وسیع تعریف نکنند که شامل فعالیت های اجتماعی افرادی چون نسیم (که صادقانه به قصد ارتقاء وضعیت زندگی انسان ها کوشیده اند) هم باشد. امیدوارم که همه ی این مسئولان صدای ضعیف و خفه شده ی ما را بشنوند. در پایان، مایه ی امید خواهد بود اگر با ارتقاء سطح حرفه ای رسانه های اینترنتی در ایران، زمینه برای برخورد حرفه ای با مساله ی فعالیت رسانه ای فراهم گردد. در این صورت قطعاً مخاطبان اعتماد بیشتری به خبرهای منتشر شده خواهند داشت و فعالیت این رسانه ها نیز موثرتر خواهد بود. با سپاس فراوان کیوان امیری الیاسی |